روایت وزیر ارتباطات از اتفاقی که کمر پدرش را شکست

به گزارش وبلاگ نشانه یزد، محمدجواد آذری جهرمی با انتشار این عکس نوشت: علیرضا، اسفند64، شهید شد. این عکس پدرم در فروردین 65 هست. منم کنارش نشستم. این پیرهن مشکی شاید 5سالی از تنش بیرون نیومد. علیرضا دردونه همه خاندان ما بود، همه شیفته اخلاقش بودن و وقتی رفت، بی شک کمر بابام شکست.

روایت وزیر ارتباطات از اتفاقی که کمر پدرش را شکست

البته بابام خیلی غرور داشت، غصه هاش رو درونش می ریخت و اهل گلایه و شکایت هم نبود، ظاهرش همواره محکم و پایدار.

من بچه آخر بودم و هر جا می رفت باهاش می رفتم، شاید بیش از بقیه از حالش باخبر بودم. یه نوایی بود از استاد شجریان، دشتی طور بود که می خوند:

به صحرا بنگرم صحرا ته وینم

به دریا بنگرم دریا ته وینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت

نشان از قامت رعنا ته وینم

مو که افسرده حالم چون ننالم

شکسته پر و بالم چون ننالم

همه گویند فلانی ناله کم کن

ته آیی در خیالم چون ننالم

و پیرمرد با گوش دادن به اون و به یاد علیرضا، ریز ریز گریه می کرد.

غروب امروز، دوستی اون آهنگ رو برام فرستاد و منم پرت شدم تو اون سالها...

خدا رحمت کنه شهیدعلیرضا و پدرم رو و مرحوم استاد شجریان. خاطرات فراموش شدنی نیستند

منبع: همگردی

به "روایت وزیر ارتباطات از اتفاقی که کمر پدرش را شکست" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "روایت وزیر ارتباطات از اتفاقی که کمر پدرش را شکست"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید